
___________________ دیشب "قسمت" اومده بود تو خوابم... منُ خاله م داشتیم توی پیاده رو راه میرفتیم...یکی دو تا نایلون بزرگ و پر از خِرتُ پرت دستم بود ...یه دفه یه صدایی اومد: -الــــــــو!!سلام..خوبم...نه 5 روز دیگه میام دانشگاه ، فعلا اینجامxa0 تا صدا رو شنیدم یه نیم نگاهی به پشتِ سرم انداختم ... "قسمت" یه t-shirt نباتی +شلوار کرمی پوشیده بود...از کنارم رد شدxa0 + xa0پ.ن:برای اولـــــــین بار ؛ دیشب ؛ صداش رو توی خوابم شنیدم ...
ادامه مطلب